چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۴۱

۲۴ ذی الحجه؛ روز مباهله و نزول آیه تطهیر

مروری بر واقعه تاریخی مباهله

مروری بر واقعه تاریخی مباهله

بیست‌وچهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته است. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت(ع) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین مهر تأییدی دیگر زد. روایات فراوانی در منابع معروف و دست اول اهل سنّت و منابع اهل بیت(ع) آمده است، که با صراحت می‌گوید: آیه مباهله درباره حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نازل شده است.

به گزارش مفدا بم، در تقویم شیعه بیست و چهارم ذی الحجه روز مباهله است. این روز از یک سو روز مباهله اهل بیت (ع) با نصارای نجران است و از سوی دیگر نزول آیه تطهیر در شأن اهل بیت (ع) در این روز بوده است.

 پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم طی نامه ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیئت نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر (ص)، علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را فرا خواند و فرمود الله هولاء اهلی؛ بارالها اینان اهل بیت من هستند.

نامه پیامبر (ص) به نصارای نجران

در سال دهم هجری پیامبر (ص) نامه ای به نصاران نجران فرستادند، به این مضمون که خداوند یکتا را عبادت کنند و مسلمان شوند یا به مسلمین جزیه بدهند و به مذهب خود باشند وگرنه آماده جنگ باشند.

بنی نجران در کلیسای بزرگ خود به مشورت پرداختند، عده ای مانند سید که از بزرگان قوم بود و عاقب که اسقف نجران بود، مخالفت خود را با تسلیم در برابر خواسته پیامبر (ص) اعلام کردند. در مقابل عده ای مانند ابو حارثه اسقف اعظم نجران که ۱۲۰ سال عمر داشت و در باطن مسلمان بود با امر پیامبر (ص) موافق بودند. بعد از دو روز مشورت قرار شد کتاب جامعه را که صفات پیامبر بعد از حضرت عیسی (ع) را ذکر کرده بود و صحیفه حضرت شیث را بخوانند. در حضور جمع مسیحیان و فرستادگان پیامبر (ص) فصل های جامعه قرائت شد و با اذعان به آنچه در جامعه آمده بود تصمیم گرفتند هفتاد نفر از جمله سید و عاقب و ابوحارثه را برای تحقیق به مدینه بفرستند.

نجرانیان در مدینه

آنان به مدینه آمدند و خدمت پیامبر (ص) شرفیاب شدند. هرچه آن حضرت دلیل و برهان آورد، آنان قبول نکردند و امر به مباهله واگذار شد. جبرییل (ع) نازل شد و این آیه را آورد: فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین؛ اگر کسی با تو مجادله کند بعد از علمی که نزد تو آمده، بگو بیاید تا فرا خوانیم پسران خود و زن های خود و کسی که به منزله جان ماست، آنگاه نفرین کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

لذا قرار بر مباهله شد و سید و عاقب به محل اردوی خود در خارج مدینه رفتند. آنان با یکدیگر مشورت کردند و بعضی از علمای آنها گفتند: اگر فردا محمد با اصحاب و جمعی کثیر برای مباهله حاضر شود، این روش پادشاهان است و ترسی به خود راه ندهید ولی اگر خواص اهل بیت خود را آورد، این کار انبیاء است.

مراسم مباهله

روز دیگر هنگام بالا رفتن آفتاب، پیامبر (ص) دست علی بن ابیطالب (ع) را گرفت و از حجره بیرون آمد. امام حسن و امام حسین (ع) را پیش رو روانه فرمود و حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) از پشت سر آمدند تا بین دو درختی که قبلا تعیین شده بود رسیدند. قبلا به دستور حضرت زیر آن دو درخت را جارو زدند و به عنوان سایه بان، عبای سیاهی بالادرخت قرار دادند. مسلمانان مدینه هم آمدند. بنی نجران هم با فرزندان خود آمدند. پیامبر (ص) کسی را نزد سید و عاقب فرستاد که ما آماده ایم.

اسقف با همراهان آمد و گفت: با چه کسانی با ما مباهله می کنید؟ پیامبر (ص) فرمود: با بهترین اهل زمین و نیکوترین جهانیان نزد خداوند متعال؛ زیرا که از طرف خداوند متعال امر شده ام که آنها را بیاورم و اشاره به آل عبا فرمودند.

سید و عاقب و اسقف همین که چشمشان به پیامبر (ص) و آل عبا (ع) افتاد، وحشت کردند به حدی که چهره هایشان زرد شد. ابو حارثه که میل به اسلام داشت فرصت را مغتنم شمرده، پا پیش گذاشت و دست سید و عاقب را گرفته پس کشید و آنها را نصیحت کرد و از عواقب این مباهله مطلع کرد و گفت: صفات او و اهل بیت او را در کتاب ها خوانده اید. این محمد (ص) همان پیامبر است؛ مگر نمی بینید ابرهای سیاه را و دگرگونی آفتاب را و شاخه های درختان را که خم شده و صدای مرغان و دود سیاه اطراف و آثار زلزله را که در کوه ها نمودار شده است. آن بزرگواران منتظرند که دست به دعا بردارند؛ به خدا قسم اگر سخنی گویند از ما نشانی نمی ماند. برویم و با او صلح کنیم.

پرهیز نجرانیان از مباهله

او را فرستادند و ابو حارث مسلمان شد و عرض کرد: مردم نجران پشیمان شده اند. حضرت فرمود: اسلام بیاورند. گفت: قبول نمی کنند، فرمود: آماده جنگ باشند. گفت: قدرت این کار را ندارند، ولی حاضرند جزیه را قبول کنند.

پیامبر (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمودند: شرایط ذمه و مقدار آن را به آنها بگویید. بعد از معین نمودن جزیه و شرایط آن، امیرالمومنین (ع) آنها را نزد پیامبر (ص) آوردند و پیامبر (ص) فرمودند: اگر با من و این جماعت اهل بیت من مباهله می نمودید، به صورت میمون و خوک می شدید و این وادی بر شما آتش می شد و یک سال نمی گذشت که تمامی نصاری نابود می شدند.

 روز خاتم بخشی

در این روز امیرالمومنین (ع) در مسجد پیامبر (ص) انگشتر خود را در حالت رکوع به سائل بخشید و آیه مبارکه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون در شأن آن حضرت نازل شد.

از امیرالمومنین (ع) معنای این آیه شریفه را سوال کردند که می فرمایند: یعرفون نعمه الله ثم ینکرونها: نعمت خداوند را می شناسند و سپس آن را انکار می کنند. حضرت فرمودند: هنگامی که آیه مبارکه انما ولیکم الله... نازل شد، عده ای از اصحاب پیامبر (ص) در مسجد مدینه جمع شدند. بعضی به بعض دیگر گفتند: درباره این آیه چه می گویید: بعضی گفتند: اگر منکر این آیه بشویم، سایر آیات را هم باید منکر شویم و اگر ایمان به این آیه بیاوریم و قبول کنیم برای ما ذلت است زیرا علی بن ابی طالب (ع) بر ما مسلط می شود. عده ای از منافقین گفتند: ما می دانیم که محمد در آنچه می گوید صادق است، او را به ظاهر دوست داریم ولی از علی در آنچه امر می کند، اطاعت نمی کنیم.

حضرت فرمودند: در این هنگام این آیه نازل شد: یعرفون نعمه الله ثم ینکرونها ...؛ یعنی ولایت علی بن ابی طالب (ع) را می شناسند و حال اینکه اکثر آنها که آن را می شناسند نسبت به ولایت آن حضرت کافرند.

بزرگترین سند فضیلت

داستان مباهله و آیه ای که در این باره نازل گردیده است، در طول تاریخ شیعه بزرگترین سند افتخار و فضیلت بوده است؛ زیرا الفاظ و مفردات آیه حاکی است که همراهان پیامبر در چه پایه از فضیلت قرار داشتند. در این آیه، علاوه بر اینکه حسن و حسین را فرزندان پیامبر و فاطمه را یگانه زن منتسب به خاندان او خوانده است، از شخص علی ـ علیه السّلام ـ به عنوان «انفسنا» تعبیر آورده است و آن شخصیت عظیم جهان انسانی را به منزله جان پیامبر دانسته است. چه فضیلتی بالاتر از این که یک شخص از نظر معنویت و فضیلت به پایه ای برسد که خداوند بزرگ او را به منزله جان و روح پیامبر بخواند.

آیا این آیه گواه بر برتری امیرمؤمنان بر تمام مسلمانان جهان نیست؟ فخر رازی، که روش او در بحثهای کلامی و مسائل مربوط به امامت، بر همه روشن است؛ استدلال شیعه را ذکر کرده و مطلب را با اعتراض کوچک و ناچیزی که پاسخ آن بر اهل معرفت مخفی نیست، به پایان رسانیده است.

از روایاتی که از پیشوایان مذهبی ما وارد شده است، استفاده می شود که موضوع مباهله اختصاص به پیامبر نداشته و هر فرد مسلمانی در مسائل مذهبی می تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد. طرز مباهله و دعای آن، در کتاب های حدیث وارد شده، برای اطلاع بیشتر به کتاب «نورالثقلین» مراجعه بفرمایید.

در رساله حضرت استاد علامه طباطبائی چنین می خوانیم: مباهله یکی از معجزات باقی اسلام است، و هر فرد با ایمانی به پیروی از نخستین پیشوای اسلام می تواند در راه اثبات حقیقتی از حقایق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد، و از خداوند جهان درخواست کند که طرف مخالف را کیفر بدهد و محکوم سازد.

بعضی از مخالفان گفته اند: برای کسی اتفاق نیفتاده که در یک زمان جمع بین دو عبادت مالی و بدنی بنماید مگر علی بن ابی طالب (ع) و برای احدی نیامده از فضایل و مثل آنچه برای علی (ع) آمده است.

نزول سوره هل اتی

در این روز سوره هل اتی در شأن امیرالمومنین و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (ع) نازل شده است. این مهم بعد از سه روز روزه آنان و اعطای افطارشان به مسکین و یتیم و اسیر بود که آن طعام بهشتی نازل شد. بنا بر نقلی روز 25 ذی الحجه سوره مبارکه نازل شد.

تفسیر آیه

«هر گاه (مسیحیان) بعد از علم و دانشی که به تو رسیده (درباره نفی الوهیت مسیح(علیه السلام) و تثلیت و انحرافاتی از این قبیل) با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: "ما فرزندان خود را دعوت کنیم شما نیز فرزندان خود را (فَمَن حاجَّکَ فیهِ مَن بَعدِ ما جائَکَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدْعُ اَبنائَنا وَ اَبنائَکُم) ، ما زنان خویش را دعوت نماییم و شما نیز زنان خود را، (وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُمْ)، ما از نفوس خود (و کسی که همچون جان ما است) دعوت می‌نماییم و شما نیز نفوس خود ( وَ اَنفُسَنا وَ اَنفُسَکُمْ).

آنگاه مباهله (نفرین) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم: (ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَیَ الکاذِبینَ).

بدون تردید از نظر تاریخی این مسئله واقع شد. یعنی پیامبر(صلی الله علیه وآله) گروهی را انتخاب کرد و همراه خود برای مباهله آورد.

در روایات اسلامی که مفسّران و محدّثان نقل کرده‌اند آمده است «هنگامی که آیه فوق نازل شد پیامبر(ص) به مسیحیان نجران پیشنهاد مباهله داد، بزرگان مسیحی از پیامبر(ص) یک روز مهلت خواستند، تا در این باره به شور بنشینند. اسقف (اعظم) به آنها گفت: "نگاه کنید، اگر فردا محمد با فرزند و خانواده‌اش برای مباهله آمد از مباهله با او بپرهیزید، و اگر اصحاب و یارانش را همراه آورد با او مباهله کنید که او پایه و اساسی ندارد".

فردا که شد که پیامبر(ص) آمد، در حالی که دست حضرت علی(ع) را گرفته بود و امام حسن(ع) و  امام حسین(ع) پیش روی او حرکت می‌کردند، و حضرت فاطمه(علیها السلام) پشت سر او مسیحیان و در پیشاپیش آنان" اسقف اعظم آنان بیرون آمدند.


هنگامی که پیامبر(ص) را با همراهان مشاهده کرد، پرسید: اینها چه کسانی هستند؟ " گفتند: "این یکی، پسر عمو و داماد او است، و این دختر زاده‌های او هستند، و این بانو، دختر او است که از همه نزد او گرامی‌تر است. " اسقف نگاهی کرد و گفت: "من مردی را می‌بینم که مصمّم و با جرأت در مباهله آمده و می‌ترسم او راستگو باشد، و اگر راستگو باشد بلای عظیمی بر ما وارد خواهد شد. " سپس گفت: "ای ابوالقاسم (محمد(ص)) ما با تو مباهله نخواهیم کرد، بیا با هم صلح کنیم"»!

و در بعضی از روایات آمده که اسقف اعظم گفت: «من صورت‌هایی را می‌نگرم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا برکند چنین خواهد شد! پس مباهله نکنید که هلاک خواهید شد»!

همین مضمون با تفاوت‌هایی که به اصل قضیه ضرر نمی‌زند، در بسیاری از تفاسیر دیگر نیز آمده است، مانند تفسیر فخر رازی (جلد ۸، صفحه ۱۰) و قرطبی (جلد ۲، صفحه ۱۳۴۶) و روح البیان (جلد ۲، صفحه ۴۴) و روح المعانی (جلد ۳، صفحه ۱۸۸) و بحر المحیط (جلد ۲، صفحه ۴۷۲) تفسیر بیضاوی (ذیل آیه مورد بحث) و تفاسیر دیگر.

  اعمال روز مباهله:

  کل این روز روز شریفی است و در آن چند عمل وارد است:

  اوّل غسل

  دوّم روزه

  سوّم دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است (دو رکعت است ؛ در هر رکعت ، یک مرتبه حمد و ده مرتبه توحید ، ده مرتبه آیه الکرسی و ده مرتبه قدر خوانده می شود و بهتر است پیش از اذان ظهر خوانده شود.)

  چهارم خواندن دعای مباهله که شبیه به دعای سحرهای ماه رمضان است ، اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاء .........

  پنجم استغفار روایت شده است بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند.

  ششم تصدق شایسته است در این روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّی به مولای متقیان امیر المؤ منین علیه السلام و زیارت کردن آن حضرت و بهتر است زیارت جامعه خوانده شود.    

خبرنگار مفدا بم: مینا ستوده نیا

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.

منتخب اخبار دانشگاهی

عناوین ویژه

آخرین اخبار

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

رویدادها

شعب دانشگاهی

سیستان و بلوچستان